X
تبلیغات
......................................!





......................................!

اگـﮧ (م) مشکلاتُ برداریم!








سلام داشم ! و سفلام ابجی خانوم !
   لطفن با لـَــبـخَنـב وارد شوید !!!


   نـَظَر فراموش نشه !!!

وگرنه با این طرفی گفته باشم !!

اگه گ*ش*ا*د*ی از نظر دادن معافی ولی باید لـایـکـ
کنی

( اینم یه تخفیف واسه شوما خخخخ)

 و اگه لایک نکنی سروکارت با اینه بععععععله !!



اینم اون یکی وبم !!! کیلیک کن !!!

امیدوارم تا وختی اینجایی شاد باشی


و لذت ببری !!!


چاکریم !!








+نظر واسه این پسته غیر فعاله

|دوشنبه پنجم دی 1390| 9 بعد از ظهر|:)
توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده باتمسخر ازش پرسید ایرانیش رومیخوای یاخارجیشو مرده گفت ازوقتی کارگرساختمون شدم دستام زبرشده نمیتونم صورت دخترمونازکنم خارجیشوبده...
سلامتی باباها

|سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393| 4 بعد از ظهر|:)|
یه نصیحت ازیه بلا دیده :اگه با پسر عمه تون رفتین تو یه جمع.... اولین حرکتی که می کنید اونو معرفی کنید والا


توهمایشی به زنامیگن الان به شوهراتون پیام بدین که عاشقتم وجواباشوباصدای بلندبخونین جوابا:
شما؟
اوه مریض شدی؟
عزیزم منم با منی؟
بازم ماشین رو کجا کوبوندی؟
من منظورت رو متوجه نمی شم؟
دوباره چه دست گلی به آب دادی؟
برو سر اصل مطلب چقدر پول لازم داری



استخربودم اومدم دیدم ۵تاپیام ازدوس دخترم اومده

اولی :کجایی؟

دومی :چرا ج نمیدی

سومی :خوش باش لیاقتت همون دخترداییته.

چهارمی :گمشوآشغال بااون مامان چاقت بای

پنجمی :راستی بااون رفیقت بابک هم ارتباط دارم گفتم که بسوزی بای


دیشب گودزیلامون بهم گفت گ... نخور گفتم بابزرگترت درست حرف بزن بی ادب سرشوانداخت پایین اروم گفت خوب بخور... خدا این چیه افریدی


سوار تاکسی شدم دیدم پولموجا گذاشتم
گفتم چی کار کنم؟؟ یه جعبه خالی پیدا کردم به راننده تاکسی دادم. یارو جعبه رو باز کرد دید خالیه!! گفت از امین آباد فرار کردی
گفتم نه من پول نداشتم هزار تا بوس برات گذاشتم
از دیروز تا الان با قفل فرمون دنبالمه


دیشب ساعت ۲که داشتم میومدم خونه یه تابلودیدم نوشته بود مسلمان نیس کسی که سیرباشد درحالی که همسایه اش گرسنه باشد منقلب شدم اومدم همه زنگاروزدم گفتم اگه گرسنه ای بیابخور بیشترشون فحش دادن یکیش گفت بده بابات بخوره ملت بی اعصابنا والا


با دوستارفتیم از کتابخونه مدرسه بهرمندشیم رفتیم دوساعت زل زدیم به کتابا مسئول کتابخونه گفت یه کتابی بردارین دوهزارتومن تخفیف میدم عاقا ما گشتیم یه کتاب پلاسیده پیدا کردیم هزار تومن هیچی دیگه یه کتاب خریدیم هزار تومنم روش گرفتیم بین پنج نفر تقسیم کردیم.



|سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393| 4 بعد از ظهر|:)|
امتحان داشتیم رفتیم سالن امتحانات همه کنار هم نشسته بودیم که استاد گفت:
بچه ها یکی درمیون میشینین یا خودم یکی در میون بکنمتون!
اصن کل سالن منفجر شد...

|سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393| 3 بعد از ظهر|:)|
هنگام اعطای مدال توسط شاه به تختی:
هرچه دوستش به او گفت:
غلامرضا خم شو، فایده ای نداشت
بعد از مراسم ازش پرسیدن، چرا خم نشدی
برایت دردسر میشود، او شاه مملکت است
گفت :هر که میخواهد باشد
تختی فقط برای بوسیدن دست مادرش خم میشود


پ.ن: به سلامتی همه ی مامانا

|سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393| 3 بعد از ظهر|:)|

ﮔﻔﺖ :ﻗﺮﺹ ﺑﺮﻧﺞ!

ﮔﻔﺘﻢ :ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺍﺳﺖ، ﺳﯿﺎﻧﻮﺭ!

ﮔﺮﺍنﺳﺖ، ﺩﯾﺎﺯﭘﺎﻡ!

ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺩﺍﺭﺩ، ﺳﯿﺎﻧﯿ ﭘﺘﺎﺳﯿﻢ

ﺩﺭﺩﺳﺮ ﺧﺮﯾﺪ ﺩﺍﺭﺩ، ﺳﻘﻮﻁ ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪﯼ

ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻭ ﻗﻄﻊ ﻧﺨﺎﻉ

ﺗﯿﻎ!

ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻭ ﺑﺪﻧﺎﻣﯽ

ﺻﺒﺮ ﮐﻦ!

ﺻﺒﺮ ﮐﻨﻢ؟ ﮐﻪ ﭼﻪ؟

ﺻﺒﺮ ﮐﻦ،

ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍﺗﻤﺎﻡ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ



پ.ن: مخاطب خاص !

|سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393| 3 بعد از ظهر|:)|

نه مدلم, نه عکاس
نه شاخم, نه داف
با قلیون و سیگار و مشروب عکس ندارم;)
برای عکس واسه دنیای مجازی نرفتم آتلیه
واسه ۴ تا لایک بی ارزش التماس نمیکنم
نمیکنم
رفیق ناراحتی و غمای دوستامم نه شادیا و خوشیا
همینم که هستم و تغییر نمیکنم;)



پ.ن:چاکر همه رفقا !

|سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393| 3 بعد از ظهر|:)|
عاشق اون لحظه م که دوست دخترت داره گریه میکنه؛
میاریش تو بغلت،
دست میکنی تو موهاش،
اون دستتم دور کمرش.
آروم بهش میگی غصه نخور، بیا اینو بخور.........
خیلی بی تربیتین :|
منظورش لیوان آب بوده؛ کنارشون رو میز

|سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393| 3 بعد از ظهر|:)|



+البته لازمه ی اصلاحی بکنم ک ی وخ ب قومیتی توهین نشه "ترسیم شکل توسط یک دوست عزیز"

++مخاطبا خاص بروبچ سوم ریاضی دو میتونید حدس بزنید کار کیه؟!؟!؟! خخخخخ




ادامه مطلـب
|سه شنبه شانزدهم مهر 1392| 3 بعد از ظهر|:)|



ینی ضایع تر از اینم میشد ؟!؟!؟!





|سه شنبه شانزدهم مهر 1392| 3 بعد از ظهر|:)|
سفلااااااااااااااااااام

پیروزی خفن تیم ملی والیبالو تبریک میگم

چاکر همه والیبالیستای عزیز دمتون گرررررررررررررررررررررررررررررم

.

.

.

ی ذره حجم درسام زیاد شده البته بیشتر از ی ذره داره دهنم آسفالت میشه اینه ک وخ ندارم رود رود بیام نت و ی کم دیر ب دیر آپ میکنم ولی نظراتو هر روز میام میخونم (البته اگه نظری باشه)

.

.

.

help me plz

کسی ج این سوالو میدونه ؟؟؟!!!!

یک n ضلعی محدب حداکثر چن زاویه ی حاده داخلی میتونه داشته باشد؟؟!

|یکشنبه چهاردهم مهر 1392| 8 بعد از ظهر|:)|

|پنجشنبه چهارم مهر 1392| 3 بعد از ظهر|:)|


مدیران مدارس پسرانه اعلام کردند روز اول مهر سر صف ابروها چک میشود
اصن ی وضی




خارجی ها قبل از امتحان :موفق باشی رفیق ایرانی ها :برسونی ها؟؟؟؟؟؟؟ اصن یه وضی



سر کلاس یکی از بچه ها اومد خودشو معرفی کنه گف لعیا هستم ۲۲ ساله از تهران... بعد از کمی سکوت من گفتم حالا نقاشیتو نشون بده عمو استاد ببینه!!!! :)) استادمون داشت میوفتاد از خنده!!!!!!! :)))))

|چهارشنبه سوم مهر 1392| 10 بعد از ظهر|:)|
سفلام

این پستم مخطبا خاص داره !! (حدودا بیس نفرن :) )

برو بچ دوم ریاضی یک ک حالا شدید سوم ریاضی دو آی جاتون خالیه ک نگو هـــــــــــــی

یادتونه همیشه سر اثباتا با معلم دعوا داشتیم اینجا بچه ها هیچ فورمولی رو بدون اثبات قبول نمیکنن حتما باید معلم یا خودشون ثابتش کنن !!!

راسی امروز حس هفت ساله بودنو تجربه کردم !!!

مبصر رف خانوم ناظمو صدا کرد بیاد جا نشستنمونو درس کنه خخخخخخخخخ

همه به ترتیب قد وایسادیم بعدم نشستیم !!!

شاید این خاطراه ها خنده دار نباشه ولی واسه من تناقضاش خیلی جالبه واقعا تفاوت خیلی زیاده

راسی بازم مورد توجه برو بچ عزیز یادتونه هندسه ی سری دو تا سوال مبتکران خانوم گف همه داد و بیداد ک مگه ما تیز هوشانیم حالا اینجا همه بچه ها اصرار ک خانوم مبتکران و انرژِی اتمی و ... کار کنید

کم کم دارم ب چیز خوردن می افتم ک رفتم توبه !!! دو رو دیگه با ماس میخورم ولی خو ....

واس من دعا کنید امسال نیافتم !!!

همتونو دوس دارم و از همینجا میبوسم  و دلم براتون تنگیده 

از نصیحت متنفرم ولی خدایی امسال خیلی بخونید خیلی خیلی بخونید !!!!

چاکر همتون . . . 





|چهارشنبه سوم مهر 1392| 10 بعد از ظهر|:)|
بازگشایی مدارس ب بچه خرخونا تبریک و بقیه هم تسلیت میگم !!!

اوووووووووووم از کپی پیس کردن خسه شدم میخوام لا ب لای پستام خاطراتمو رو هم بنویسم

از همین امشب شروع میکنم خوشحال میشم شما هم نظر بدید و خاطرات خودتونو بگید یا هرچی ک دوس دارید پس ی مرامی بزار و بی نظر نرو !!!

خو امروز اولین روز مدرسه بود و منم تازه مدرسمو عوض کردم تنهای تنهاااااا

حس خیلی بدیه فکرشو بکن اخرین سال دبیرستانت هـــــــــــــــــــــی ولی ب موفقیت می ارزه !!!

برو بچ دوم ریاضی یک ( ک حالا نمیدونم سوم ریاضی چندید ) از همین جا دلم برا همتون تنگیده ولی خو ب قول فامیل دور رفتنی باس بره !!!

امرو همه بچه ها کلاس سر صندلی ها ردیف اول دعوا میکردن ی وضی بوداااا بنده هم تو حلق معلم نشستم یادش بخیر مدرسه قبلیم همیشه ردیف اول خالی خالی بود ب جاش سر ردیفا آخردعوا بود !!!!

خلاصه عرضم ب حضورتون ک دیگه  باس خر بزنیم هـــــــــــــــــــی



|دوشنبه یکم مهر 1392| 10 بعد از ظهر|:)|








+ فک کنم اخریه داستان ماس و باباهامون !!! :))

|شنبه سی ام شهریور 1392| 8 قبل از ظهر|:)|

اگر غذا رو هم میشد دانلود کرد
ما فــوقِ فـــوقش یه املت رو میتونستیم دانلود کنیم، اونم بدون نون !
سرعت نتمون به کوبیده نمی رسید !



+این پست بریده دو تا پست قبله از تو ادامه مطلب دلم نیومد جدا نزارمش لامصب عین واقعیته !!!



|شنبه سی ام شهریور 1392| 7 قبل از ظهر|:)|

اینم مدرسه ب روایت سینما !!!

خارج از مدرسه (کافه)

تقلب (چشمهایم برای تو)

روز امتحان (روز واقعه)

زنگ زیست (معنی عشق)

کیف مدرسه (محموله)

اولین کسی که معلم از او میپرسد (قربانی)

نگاه دانش آموز به معلم (میخواهم زنده بمانم)

معلمان مدرسه (جنگجویان کوهستان)

زنگ تفریح (حمله به توالت)

مدیر مدرسه (پدر سالار)

پنج شنبه (خانه دوست کجاست)

جلسه معلمان (نقشه قتل دانش آموز)

میز آخر (بهشت پنهان)

پای تخته (قتلگاه)

ورود مدیر مدرسه (تشریفات نظامی)

کارنامه های تجدیدی (سالهای دور از خانه)

تعطیلات مدرسه (روزهای خوشبختی)

نمره ۲۰ (آرزوی محال)

گرفتن تقلب از دست دانش آموز (بازی دیگر تمام است)

امتحان شهریور (شانس زندگی)

فضول کلاس (کارآگاه ویژه)

معلم در خواب دانش آموز (شبهی در تاریکی)

بردن کارنامه به خانه(نبودن سر بر تن)

شب امتحان (وصیت نامه)

قبولی شهریور (بازگشت به خانه)

تقلب کردن (بی تو هرگز)

زنگ کلاس (دیدار ارواح)

مدرسه (چوبه دار)

زنگ ورزش (امید دانش آموز)


|جمعه بیست و نهم شهریور 1392| 6 بعد از ظهر|:)|

خواهر و بردارم که از من کوچیکترن دارن تو خونه میزنن تو سر و کله ی هم
بابام به مامانم میگه : اینارو ببین عینه تام و جری از صبح تا شب فقط دنبال همن !
مامانم هم با دست منو نشون میده میگه :
اینم هم عینهو اون سگه که تام و جری ازش حساب میبرن !
بابام :D
مامانم :)
خواهر و برادرم :lol:
من :|
.
.
.
بـا ایـن وضـی کـه بـعـضـی پـسـرا پـیـش مـیـرن
فـک کـنـم مـوقـع عـروسـیـشـون عـروس بـا مـاشـیـن مـیـاد،
ایـنـارو از آرایـشـگـاه ور مـیـداره مـیـرن تــالار !
.
.
.
“آغا منو میگی” چیست ؟
عبارتی برای شروع یه خالی بندی تپل :D
.
.
.
ﺩﯾﺪﯾﻦ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻤﺎ پسره ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﻣﯿﺮﻩ ﻟﺐ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻌﺪ ﯾﻪ دختره ﻣﯿﺮﻩ ﮐﻨﺎﺭﺵ ؟!
اینا همش ﭼﺮﺗﻪ …
ﻣﻦ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺭﻓﺘﻢ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﺳﮓ ﺩﻧﺒﺎﻟﻢ ﮐﺮﺩﻥ :|
.
.
.
یکی ﺍﺯ ﺩﻻﯾﻠﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ
ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﻌﺪﺵ ﺍﺯﻡ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻥ :|
.
.
.
زندگی یعنی:
باید مثل خر درس بخونی دهنت سرویس بشه
تا در آینده بتونی مثل خر کار کنی دهنت سرویس بشه :(



+اصل کاری در ادامـــــــــِـــ ـــ ـ ..


ادامه مطلـب
|جمعه بیست و نهم شهریور 1392| 6 بعد از ظهر|:)|


|شنبه شانزدهم شهریور 1392| 10 بعد از ظهر|:)|
miss-A